۱۳۸۸ آبان ۲۵, دوشنبه

اس ام اس امروز


به یادت هستم بی هیچ بهانه‌ای، شاید دوست داشتن همین باشد؟!...

در این دنیا که حتی ابر، نمی‌گرید به حال ما
همه از من گریزانند، تو هم بگذر از این تنها


===============================


می‌رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
می‌رسد روزی که تنها در کنار عکس من
نامه‌های کهنه ام را مو به مو از بر کنی


===============================


وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم، ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی!..


===============================


به یادت هستم بی هیچ بهانه‌ای، شاید دوست داشتن همین باشد؟!


===============================


یه بار دیگه بگو آره، نگو سخته چه دشواره
به پای قلب سرد تو، شدم مجنون و آواره!


===============================


گاهی خیال می‌کنم از من بریده‌ای
بهتر زمن برای دلت برگزیده‌ای
از من عبور می‌کنی و دم نمی‌زنی
تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای...!


===============================


تا قاف ترین قله‌ی هستی، سیمرغ ترین همسفرم باش
من مرغ اسیر دل دریاچه ی نورم، تا پر بکشم سوی خدا بال و پرم باش

اس ام اس امروز

باد می وزد …
میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خوب گوش کردن را یاد بگیریم…
گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی از شادی به هوا میپری ، مواظب باش کسی زمین رو از زیر پاهات نکشه . .

اس ام اس امروز

فتوا در مورد كمبود گاز:
از امشب آغوش هر كسی رو گیر آوردین برای گرم شدن حلال است


------------------------------------------------


سرانجام کشف شد که صاحب بیمارترین افکار و خشن ترین قلبها مردانی هستند که زود به زود عاشق می شوند ... روسكین


------------------------------------------------


غضنفر بچشو میبره توی لندن تا انگلیسی یاد بگیره
سال بعد كه میاد سراغش نرسیده به مدرسه بچه های لندن داد میزنن: اكبر ددون گلدی!!!


------------------------------------------------

مداح چراغ رو خاموش می كنه، میگه: برادرها لخت شید، سینه بزنید. یه ربع بعد مداحه میگه چراغها رو روشن كنید. یارو داد میزنه، میگه: نه، نه، روشن نكنید. من هنوز شورتمو پام نكردم.


--------------------------------------------------------------------------------


خداوند دید زن گرسنه است نان را آفرید
دید تشنه است آب را آفرید
دید در تاریكی است نور را آفرید
دید هیچ مشكل دیگه ای نداره مرد را آفرید!!!!


-------------------------------------------


یارو توی جبهه بیسیم چی بوده ، زنگ میزنه میگه: آقا 5 تا عراقی دستگیر كردم بیاید ببرید، میگن چرا خودت نمیاری؟
میگه : نه شما بیاید، اینا نمی ذارن كه من بیام !!!


-------------------------------------------

ما آدما بیشترین پول هارو واسه خریدن لباس میدیم
ولی بیشترین لذت رو بدون لباس می بربم


-------------------------------------------


اگه از من بپرسند خوشگلترین..با حالترین..مهربونترین..با مرامترین..و بهترین ادم دنیا کیه انگشمتو به سمت تو میگیرم و میگم این نمیتونه باشه


---------------------------------------------------------


عهدی که با تو بستم هرگز گسستنی نیست, من مخلص تو هستم لازم به بستنی نیست



-------------------------------------------

میگن خدا به اندازه ی دل هر كس بهش نعمت میده
پس دل تو باید خیلی بزرگ باشه كه خدا تورو به من داده!!!

۱۳۸۸ آبان ۱۷, یکشنبه

جک های بامزه و جالب جدید


یه غضنفر گفتن: با وطنم جمله بساز. غضنفر گفت: دیروز رفتم حمام و تنم را شستم! به غضنفر گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. غضنفر گفت: اتفاقا با تی دسته دار تنمو شستم


غضنفر با ماشین قراضش میزنه به یه ماکسیمای نو .با هزار زور وزحمت از راننده رضایت میگیره. تو 4راه بعدی دوباره میزنه به همون ماکسیما .سرشو از ماشین بیرون میاره میگه :برو برو منم


غضنفر باباش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه


یکی از مشکلات جدید که چندیس آمار تصادفات را در ایران بالا برده نگاه مردم در هنگام رانندگی به عقربه بنزین است
ملت یه چشمشون به جادس یه چششون به اون عقربه که پایین میاد

یه روز غضنفر سوار یه اتوبوس 2 طبقه میشه میره داخل اتوبوس طبقه اول جا نیست میره طبقه بالا و میشینه اتوبوس میره و یه هو خودشو پرت میکنه پایین تو خیابان ازش میپرسند ؟ چرا خودتو پرت کردی میگه اتوبوس راننده نداشت


غضنفر از تهران بر میگرده پیش همشهریاش میگه: رفته بودم تهران منو خیلی تحویل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و میخندیدند. تازه این که چیزی نیست اسم یه گل هم روم گذاشته بودند. همشریاش میگن چه گلی؟ میگه اسگل!!!

به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی ؟ میگه 25 ساعت . میگن مگه میشه ؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.


به غضنفر میگن شما ایمیل دارید؟میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم!

غضنفر میخواسته خود کشی کنه تیر رو میزنه به مغزش بعد از نیم ساعت میمیره !!!!!!!همه دانمشمندان جمع میشن که ببینن چی شده بعد از دو سال تحقیق میفهمند گلوله داشته دنبال مغز یارو میگشته


در پی کاهش خنده در سوئیس مقامات این کشور تصمیم به واردات غضنفر کرده اند


غضنفر میره پمپ بنزین و باک زانتیاشو پر میکنه و میگه: چقدر شد؟ کارگر جایگاه میگه: 350 تومان! غضنفر در گوش کارگر جایگاه میگه: شاه برگشته؟ کارگر جایگاه میگه: نه جانم، قیمت گازوئیل همینه

لباسهای ملا


روزملانصرالدیندر فصل تابستان به مسجد رفت وپس از نماز واستماع موعظه در گوشه ای از مسجد خوابید وکفشهای خود را روی هم گذاشت زیر سر نهاد همینکه به خواب رفت وسرش از روی کفشها رد شد


وبه روی حصیر افتاد کفشهااز زیر سرش خارج شدند دزد امد وکفشها را برداشت وبرد وقتی ملا بیدار شد وکفشها را ندید دانست مطلب از چه قرار است پس برای فریب دادن وبه چنگ اوردن دزد تدبیری


اندیشید وپیش خود خیال کرد که لباس هایم رااز تنم بیرون میاورم وانرا تا نموده وزیر سر میگذارم وخود را به خواب میزنم وسرم رااز روی لباسها پایین میاندازم در این موقع دزد میاید ودست دراز می کند که


لباسها را بردارد ومن مچ او را فورا می گیرم وهمین کا را کرداما از قضا در خواب عمیقی فرو رفت وقتی از خواب بلند شد دید لباسها راهم بردهاند

حیف نون

دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟
دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!

—————————

بچه از باباش می پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟
باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه!

—————————

حیف نون زنگ می زنه ثبت احوال، می گه: ببخشید، اونجا ثبت احواله؟ من امروز احوالم خیلی خوبه، می خواستم ثبت کنم!

—————————

توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!

—————————

حیف نون می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟
حیف نون می گه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت یک دقیقه با تبر قطع کنم!
آقاهه خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، می گه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟
حیف نون می گه: از کویر لوت!
آقاهه می گه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!
حیف نون می گه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟!

—————————

معلم: کی می دونه چرا هواپیما پروانه داره؟
رضا: آقا اجازه؟ برای اینکه خلبان عرق نکنه!
معلم: از کجا فهمیدی؟
رضا: آقا اجازه؟ یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا می کردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!

—————————

یارو می رسه به دوستش می گه: حیف نون چی شده؟ خیلی به نظر ناراحتی؟
حیف نون می گه: آخه این هفته بدترین هفته برام بود، شنبه طلبکاره اومد در خونمون، یکشنبه ماشینم رو دزدیدند، دوشنبه خونه مون آتیش گرفت، سه شنبه سکته ناقص کردم، چهارشنبه بابام فوت کرد، پنج شنبه زنم گم شد و از همه بدتر جمعه… زنم پیدا شد!


جک

هواپیما داشت سقوط می کرد همه داشتن جیغ میزدن به جز خنگول . ازش می پرسن چرا تو ساکتی؟ میگه: ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه


خنگول:آقا این همسایه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت میکوبید به دیوار خونمون مرتیکه ! دوستش:عجب آدم های مردم آزاری پیدا میشن.حتماً نذاشتن بخوابی دیگه؟ خنگول:نه خوشبختانه خواب نبودم ,داشتم شیپور تمرین می کردم



دکتر به یارو میگه: دوتا خبر بد دارم. اولیش اینه که تو فقط بیست و چهار ساعت زنده می مونی. یارو میگه دومیش چیه؟ دومیش اینه که دیروز یادم رفت اینو بهت بگم


دوست دختر خنگولبهش میگه:اگه توجه کنی میبینی که نگاهم باهات حرف میزنه.
خنگول میگه:اینقدر پلک نزن،صدات قطع و وصل میشه !!!


اصفهانی تو مسابقات رالی شرکت می‌کنه، سر راهش مسافر سوار می‌کنه


به خنگول می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟ روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : ا مگه روشنم می شه؟

طنز چهار مهندس!


چهار تا مهندس برق، مکانیک، شیمی و کامپیوتر با یه ماشین در حال مسافرت بودن که یهو ماشین خراب میشه. خاموش میکنه و دیگه هر چی استارت میزنن روشن نمیشه. میگن آخه یعنی چی شده؟!
مهندس برقه میگه: احتمالاً مشکل از مدارها و اتصالاتو سیم کشی هاشه. یکی از اینا یه ایرادی پیدا کرده.
مهندس مکانیکه میگه: نه بابا، مشکل از میل لنگ یا پیستوناشه که بخاطر کار زیاد انحراف پیدا کرده.
مهندس شیمیه میگه: نه، ایراد از روغن موتوره. سر وقت عوض نشده، اون حالت روان کنندگیشو از دست داده.
در اینجا میبینن مهندس کامپیوتره ساکته و هیچ چی نمیگه. بهش میگن: تو چی میگی؟ مشکل از کجاست؟ چیکارش کنیم درست شه؟
مهندس کامپیوتره یه فکری می کنه و میگه: نمیدونم، ولی بنظرم پیاده شیم، سوار شیم شاید درست شده باشه!!!

برگزیده ضرب المثل های بروز شده طنز ایران


بیفستراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!

موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!

آب در “آب سرد کن” و ما تشنه لبان می گردیم!

آب که سر بالا میره، قورباغه “هوی متال” میخونه!!!

پرادو سواری دولا دولا نمیشه!

نابرده رنج گنج میسر نمی شود — مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد

اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!

گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!

پاتو از پارکتت درازتر نکن!

هری پاتر آخرش خوشه!

قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!

گیرم پاپی تو بود فاضل — از فضل پاپی تو را چه حاصل

ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!

ادکلن آن است که خود ببوید — نه آنکه فروشنده بگوید

ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!

بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!

یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom)

سرش بوی پیتزا ی سبزیجات میده!!!

آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!

جوک

غضنفر با خدا قهر می‌کنه. می‌خواد نماز بخونه میگه: 4 رکعت نماز ظهر می‌خوانم به هیچ کس هم مربوط نیست!

-----------------------------------------------------------------------

رئیس جمهور آمریکا داشت با نخست وزیر انگلیس صحبت می‌کرد. یکی از مهمانان جلو آمد و پرسید: شما دارید در باره چی صحبت می‌کنید؟ رئیس جمهور آمریکا جواب داد: داریم برنامه‌ی جنگ جهانی سوم را می‌ریزیم. می‌خواهیم 14 میلیون نفر را به علاوه‌ی یک دندانپزشک بکشیم.
مهمان گیج شد و پرسید: چرا می‌خواهید یک دندانپزشک را بکشید؟
رئیس جمهور رو به نخست وزیر انگلیس کرد و گفت: نگفتم؟ هیچ کس در مورد اون 14 میلیون سوالی نمی‌کنه!

----------------------------------------------------------------------

طرف شب از خواب پامیشه، پاهایی که از لحاف اومده بیرون رو میشماره،‌ میبینه شیش تاس! هول میشه، پاهای خودش رو جمع میکنه،‌ دوباره میشمره،‌ بعد با خیال راحت میخوابه!

-----------------------------------------------------------------------

غضنفر یه تیکه یَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خیلی متفکرانه بهش نگاه می کرده. رفیقش ازش میپرسه: چی‌رو نگاه میکنی؟ غضنفر میگه: ازش آب میچیکه ولی معلوم نیست کجاش سوراخه!

افتخارات ما ایرانی ها!! ( طنز )



اولین مردمان جهان که نخ به سکه میبستند و در داخل تلفنهای عمومی میانداختند، ایرانیان بودند!

اولین مردمانی که توانستند از کارتهای اعتباری تلفنهای عمومی استفاده کنند، بدون آنکه اعتبار آن کم شود، ایرانیان بودند!

اولین مردمانی که نوشابههای تقلبی ساختند، ایرانیان بودند!

اولین مردمانی که در اولین صادرات به کشورهای شمالی ایران به جای حنا، خاک رنگی فروختند، ایرانیان بودند!

اولین مردمانی که کشف کردند دروغگویی و ریا و کلکبازی برای موفقیت ضروری است، ایرانیان بودند!

اولین مردمان دنیا که همزمان هم مایل هستند گرمشان شود و هم سردشان ایرانیان بودند، چون همزمان با روشن کردن بخاری، پنجرهها را هم باز میکنند!

اولین مردمانی که در گروه کمتوسعهترین کشورهای دنیا قرار دارند ولی ادعا و توقع برترین مردمان دنیا را دارند ، ایرانیان بودند!

اولین مردمانی که فقط به گذشته بسیار بسیار دور خود افتخار میکنند ولی چیزی در ۵۰۰ سال اخیر برای دنیا نداشتهاند ، ایرانیان بودند!

اس ام اس امروز

یارو می ره دزدی تفنگشو می ذاره پشت گردن یارو می گه اگه تکون بخوری با لگد می زنم تو سرت

...........................................................

معلم: به شخصی که با وجود عدم علاقه حاضرین، به حرف زدنش ادامه میده چی میگن؟
شاگرد: بهش میگن معلم

.....................................................

به یکی میگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم، خودم فردا بهش زنگ میزنم

...........................................................
اگه شبا خوابت نمی بره
اگه یه چیزی هست که مدام سکوت شبانه تو به هم می ریزه
اگه یه کسی مدام تو گوشت نجوا می کنه
اگه کلافه میشی از این همه نجوا و بی خوابی های شبونه
خوب میدونی مشکل چیه؟؟
:::::::
:::::::
:::::::
باز پنجره رو واز گذاشتی ..پشه اومده تو اتاق

......................................................
وقتی میرفتی بهار بود ..تابستون نیومدی ..پاییز شد ..پاییز که نیومدی پاییز ماند ..زمستان که نیای ..باز پاییز میماند
تروخدا فصل ها رو به هم نریز و زودتر بیا

.....................................................

زن‌ ها از مردها چه‌ می‌ خواهند؟


لیست اصلی در سن ۲۵ سالگی :
۱- خوش قیافه باشه… ۲- جذاب باشه… ۳- موقعیت شغلی خوبی داشته باشه… ۴- شنونده ی خوبی باشه… ۵- شوخ و بذله گو باشه… ۶- قامت برازنده ای داشته باشه… ۷- خوش لباس باشه… ۸- قدرشناس باشه… ۹- توی ذهنش اندیشه های شگفت آور داشته باشه… ۱۰- عاشق خوبی باشه و اهل خیالپردازی باشه…

لیست بازنویسی شده در سن ۳۵ سالگی :
۱- قیافه ش بد نباشه! (اولویت با کسانی که دچار کچلی یا کم مویی نیستن!)… ۲- در ماشین رو برای خانم باز کنه و صندلی رو برای خانم از پشت میز عقب بکشه…! ۳- به قدر کافی برای خوردن یک شام گرون قیمت رستوران پول داشته باشه…! ۴- بیش تر از اونچه حرف می زنه ، گوش کنه…! ۵- به لطیفه های خانم بخنده…! ۶- راحت بتونه ساکهای سنگین مواد خوراکی رو حمل کنه…! ۷- حداقل یه کراوات داشته باشه…! ۸- در قبال خوردن یه غذای خوب خونگی تشکر کنه…! ۹- تاریخ تولد خانم و سالروز ازدواج رو به خاطر داشته باشه…! ۱۰- حداقل یه بار در هفته حرفهای عاشقانه بزنه…!

لیست بازنویسی شده در سن ۴۵ سالگی :
۱- خیلی زشت نباشه…! ۲- قبل از اومدن خانم ، با ماشین به راه نیفته…! ۳- یه کار ثابت داشته باشه و بتونه حداقل یه بار در سال خرج شام رستوران رو بپردازه…! ۴- وقتی خانم حرف می زنه بتونه سرش رو تکون بده…! ۵- لطیفه های کهنه و قدیمی رو به خاطر داشته باشه…! ۶- به قدر کافی توانایی داشته باشه تا بتونه توی جابه جا کردن مبلمان کمک کنه…! ۷- پیراهنی بپوشه که برآمدگی شکمش رو بپوشونه…! ۸- شیشه آبلیمویی رو که نوار اطمینان درش باز شده ، تشخیص بده و اون رو نخره…! ۹- به خاطر داشته باشه که در محافظ توالت فرنگی رو قبل از خروج سر جاش بذاره…! ۱۰- آخر هر هفته صورتش رو اصلاح کنه…!

…در سن ۵۵ سالگی :
۱- موهای گوش و بینی ش رو کوتاه کنه…! ۲- توی اماکن عمومی خرخر نکنه…! ۳- خیلی زیاد پول قرض نگیره…! ۴- وقتی خانم ابراز محبت می کنه ، خوابش نبره…! ۵- لطیفه های تکراری رو هفته ای چند بار نگه…! ۶- ظاهرش به قدر کافی مناسب باشد که گاهی آخر هفته ها بشه باهاش به پیک نیک رفت و البته حال و حوصله ی بیرون رفتن رو داشته باشه…! ۷- کمتر جوراب لنگه به لنگه بپوشه…! ۸- در قبال خوردن یه شام حاضری تشکر کنه…! ۹- آدرس و شماره تلفن منزلش رو به خاطر داشته باشه…! ۱۰- چند هفته یه بار توی تعطیلات آخر هفته صورتش رو اصلاح کنه…!

…در سن ۶۵ سالگی :
۱- از بچه های کوچیک نترسه…! ۲- به خاطر داشته باشه که حمام خونه کجاست…! ۳- برای منظم و با قاعده بودنش ، نیاز به خرج کردن پول زیادی نباشه…! ۴- فقط موقع خواب آروم خرخر کنه…! ۵- به خاطر داشته باشه که چرا می خنده…! ۶- اونقدر توانایی داشته باشه که بدون کمک بتونه بایسته…! ۷- معمولا” بتونه بعضی از لباسهاش رو بدون کمک دیگرون بپوشه…! ۸- غذاهای سبک رو دوست داشته باشه…! ۹- به یاد بیاره که دندونهای مصنوعی ش رو کجا گذاشته …! ۱۰- به خاطر داشته باشه که کی آخر هفته س…!

… در سن ۷۵ سالگی :
۱- نفس بکشه…! ۲- کنترل…… خودش رو از دست نداده باشه…! ۳- همین

جوک جوک


حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست.
حیف نون می گه: ببخشید… بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!

—————————

شعبده بازی روی صحنه هنر نمایی می کرد که ناگهان گفت: حالا یک خانم بیاید روی صحنه تا من کاری کنم که غیب شود!
مردی از میان جمعیت برخاست و گفت: آقای شعبده باز! چند لحظه صبر کن تا من بروم مادر زنم را بیاورم!

—————————

سه نفر می خواستند چای لیپتون بخورن. اولی فنجان رو نگه می داره و لیپتون را تو فنجان تکان می ده، دومی لیپتون را نگه می داره و فنجان را تکان می ده، سومی لیپتون را به دور فنجان می ماله!

—————————

مادر: احمد! اگر من به تو ۱۰ تا بادام بدهم که آنها را به طور مساوی با جواد تقسیم کنی، چند تا به او می دهی؟
احمد: سه تا!
مادر: ببینم! مگر تو حساب کردن بلد نیستی؟
احمد: چرا مامان من بلدم، ولی جواد که بلد نیست!

—————————

به حیف نون گفتن واسه زلزله بم چه کمکى کردى؟ گفت: متاسفانه من دستم خالی بود، ایشالا زلزله بعدی!

—————————

احمد: مامان! اجازه می دهی بروم با اکبر بازی کنم؟
مادر: نه پسرم، اکبر بچه خوبی نیست. آدم باید همیشه با دوست بهتر از خودش بازی کند.
احمد: پس اجازه بدهید اکبر بیاید با من بازی کند

حکایت رئیس و زیر دستانش هر کدام اهل گوشه ای از ایران بودند!


رییس یک کارخانه بزرگ معاون شیرازی خود را احضار و به او می گوید
"روز دوشنبه، حدود ساعت 7 غروب، ستاره دنباله دار هالی دیده خواهد شد. نظر به اینکه چنین پدیده ای هر 78 سال یکبار تکرار می شود، به همه کارگران ابلاغ کنید که قبل از ساعت 7، با بسر داشتن کلاه ایمنی، در حیاط کارخانه حضور یابند تا توضیحات لازم داده شود. در صورت بارندگی مشاهده هالی با چشم عریان (غیر مسلح) ممکن نیست وبهمین خاطرکارگران را به سالن نهارخوری هدایت کنید تا از طریق نمایش فیلم با این پدیده شگفت آشنا شوند".

معاون شیرازی خطاب به مدیر تولید آبادانی:
"بنا بدستور جناب آقای رییس، ستاره دنباله دار هالو روز دوشنبه بالای کارخانه طلوع خواهد کرد. در صورت ریزش باران، کلیه کارگران را با کلاه ایمنی به سالن نهار خوری ببرید تا فیلم مستندی را درباره این نمایش عجیب که هر 78 سال یکبار در برابر چشمان عریان اتفاق می افتد، تماشا کنند".


مدیر تولید آبادانی خطاب به ناظرلر:
"بنا بدرخواست آقای معاون، قرار است یک آدم 78 ساله هالو با کلاه ایمنی و بدن عریان در نهارخوری کارخانه فیلم مستندی درباره امنیت در روزهای بارانی نمایش دهد".

ناظر لر خطاب به سرکارگر ترک:
"همه کارگران بایستی روز دوشنبه ساعت 7 لخت و عریان در حیاط کارخانه جمع شوند و به آهنگ بارون بارونه گوش کنن".

سرکارگر غضنفر خطاب به کارگران
:"آقای رییس روز دوشنبه 78 سالش میشود و قرار است در حیاط کارخانه و سالن نهار خوری بزن و بکوب راه بیفته و گروه هالو پشمالو برنامه اجرا کنه.هرکس مایل بود میتونه برهنه بیاد ولی کلاه ایمنی لازمه ".

جوک های امروز


میدونی فرق زن فهمیده با هیولا چیه ؟
هیولا چند بار دیده شده !!!


میدونی مزییت مجرد بودن چیه ؟؟
از هر طرف تخت که عشقت بکشه میتونی بیای پایین !!!


زمین ممکنه متوقف بشه ٬ پرنده ها ممکنه از حرکت باز بایستند
شمع ها ممکنه ذوب شوند٬ ماهی ممکنه دیگه شنا نکنند
قلب ها ممکنه از تپیدن بایستند ٬ اما ٬مغز تو هیچوقت
از حرکت نمی ایسته ٬ چون هیچ وقت اصلا شروع به کار نکرده !!!



میگن ٬ گوشه آسمون نوشته ٬ هرکی یارش خوشکله ٬ جاش تو بهشته
خدائیش چه شانسی داری اااااا مفتی مفتی داری میری بهشت !!!